پارت صد و دوازده :

- چی شده بابا؟
صدای لرزون و مبهوتم توی کل اتاق فرمان پیچید و تازه فهمیدم تا الان نفس کشیدن برام یه جوک بوده... .
تمام مسیر اتاقم تا اینجا دست‌هام می‌لرزید و توی شوک بودم.
چند بار نزدیک بود بیفتم؛ تا جایی که ایلیا مجبور شد بازوم رو بگیره و کمکم کنه.
تصویر هیاهوی پایگاه هنوز جلوی چشمام بود... جوری که نمی‌تونستم روی بابا و فرمانده‌های توی اتاق تمرکز کنم.
اصلا چیزی که می‌دیدم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن شیث

    1

    مثل سگ مغزم میگه ایلیا همچیو لو داده

    ۳ هفته پیش
  • هیتر هانا

    5

    هانا یه جوری میگفت نه تروخدا شیث میخوام پیشت بمونم ، انگار مثلا اگه میموند چه غلطی میکرد ، بابا تهش گند میزدی به همچی دیگه دختر خوب .

    ۴ هفته پیش
  • ددی ایلیا

    12

    "میدونی پشت سرمون چی میگن؟ میگن ما باعث مرگ مامانیم" سه قلو ها و نگار توی یه دنیای دیگه؟

    ۴ هفته پیش
  • سهیل۳۰

    8

    دمت گرم کیک نرم وانیلی🤩😍 چه نقشه هایی که نمیکشی

    ۴ هفته پیش
  • ..ا

    4

    از هانا به شدت بدم اومد

    ۴ هفته پیش
  • بابونه

    8

    ومنی که چپ میرم راست میام ته دلم میگه ایلیابه شیث خیانت کرده

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار ایلیا

    12

    در کل یسری وقتا هانا جوری رفتار میکنه انگار دلقک باباشیم (شیث من سگتم)

    ۱ ماه پیش
  • ریحآنه

    8

    چرا ایلیا با هانا قهر نمیکنه واقعا؟ این سلیطه خانم هر سری میهاچه بهش و بعدش معذرت خواهی هم نمیکنه (درسته پشیمون میشه ولی به زبون نمیاره)

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    12

    اره والا اگه من جای ایلیا میبودم بخاطر حرفای هانا صدرصد ک.ن هانا رو سرخ میکردم🤓

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار ایلیا

    5

    درود بر شرفت گل بعد حالا فک کن ایلیا کاری کنه هانا میگه ولی دلمو شکستی(با لحنه لوس و عشوه گرانه) اه حمیده این هانا رو بکش از همه جهت این بشر مشکل داره تازه باعث جدایی ایلیا و کوروشم میشع

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    10

    هانا داره از ایلیا هم زرنگ تر میشه🤣

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار ایلیا

    5

    منظورت چیهه؟ نه تو ب من بگو منظورت چیه فقط (در حال گشتن دنباله ایموجیه چاقو)

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    2

    بیا عیزم بیا اینم چاقو😂🔪

    ۱ ماه پیش
  • دماغ

    1

    ممنونم از شما ک در اسرع وقت و در ساعت اتی چاقو رو بدست من رسوندید حالا برگرد

    ۱ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    5

    حمیده جان یه سوال خیلی خیلی خیلی حیاتی تو پارت قبل ایلیا با حوله رفت رو تخت دراز کشید بعد هم هانا ریت بغلش بعد خوابیدن میخوام بدونم احیانا اون حوله اهم اهم کنار اهم اهم نرفت اهم اهم طول شب؟

    ۱ ماه پیش
  • هانالیا

    1

    اهم ااهم 😂بزار مغزمون راجب این مسئله سالم فکر کنه اهم اهم 🎀💔😊

    ۱ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    5

    چقدم که مغز بچه های حمیده سالم می اندیشه🤣😏🙏

    ۱ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    نه دیگه خوابشون برد😂

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    خدا لعنتت کنه زن🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • دماغ

    0

    ع پرسیدی🤣🤣 داداش بیا تو رابطه مردم دخالت نکنیم اگه خودشون میخواستن مثه پارت ۶۹ ، ۱۰۶ شرح میدادن

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    احتمالا این بار حمیده هانا رو حامله کرده🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • دماغ

    3

    نه امکان نداره فک کن هانا بخواد حامله شه و ما تاریخ تولید و انقضا رو ندونیم🫨🤧 ولی ب امیده بدنیا اومدن نیکیتا ایوانف

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    2

    وایی اندرس نیست که هانا رو با گفتن این کلمه سر به سر بزاره الهی بمیرم براش😭😭

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار

    0

    عشقم تو ک جزوه جده پفیوزش هستی تو بگو✨️🫶🏻🥳

    ۱ ماه پیش
  • ریحآنه

    2

    تنها جامینی دوست داشتنی فقط ایلیاست و بس🧿❤️

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    پس جامین چی😭🛐

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    یعنی کل پارت یه طرف کامنت بچه ها هم یه طرف 🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • ریحآنه

    3

    کل تایمی که تو تونل داشتن حرف میزدنو با یه احساس نفس تنگی ای خوندم💔

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    دماغ قوس دار کجایی نکنه مردی 😭😭(؟؟

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار ایلیا

    0

    ن مشتی بودم همون اول کامنت گذاشتم اتفاقا منتظره تو بودم هی چک میکردم ببینم پیام میدی😭🤧

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    دلم برات تنگ شده بود کامنتای اولی رو نخوندم😂🥹

    ۱ ماه پیش
  • دماغ

    0

    ایجان سیسی قربونت برم😭🫶🏻 تو کامنتای پارته بعد همو دوباره. ملاقات میکنیم

    ۱ ماه پیش
  • لیا

    4

    آیا فقط منم که خیلی به بچه های کلوپ فکر میکنم که توی این وضعیت کجان و چیکار میکنن😭

    ۱ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    7

    من عاشق دوران تو پایگاهشون بودم خیلی گادد بود، وایب رمان اونموقع 🛐

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    3

    فقط توی سیاهچاله خوب بود🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • دماغ قوس دار ایلیا

    3

    اونجاییم ک بالای درخت بودن بعد هانا بدنه ایلیا رو گرفته بود تا تیوفته بعدش گفت کاشکی مرزی نبود اون پارتم خیلی خوب بود ایتحسحبخحسحسم🩷🫶🏻😭🦋🎀🪼

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    وایی اره خیلی جذاب بود🍓😭

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️